سـليمان بـن يعيـش‌

به احتمال قريب به يقين او همان سليمان بن ابراهيم بن باروخ است‌، به عربي ابوالربيع سليمان و به اسپانيايي دُن سليمان‌. پزشك‌، فيلسوف وشارح يهودي اسپانيايي‌، كه در اشبيليه مي‌زيست و در مه 1345 در آنجا وفات يافت (بنابر نوشته‌ٴ سنگ قبرش‌).
آثار او به عربي عبارت است از:
1. شرح مفصلي بر شش كتاب قانون ابن سينا كه بيشتر فلسفي است تا طبي‌. بخشي از آن در زمان حيات او به قلم يوسف بن ابراهيم نحمن به خط عبري استنساخ شد. خلاصه‌اي از شرح‌ ابن‌يعيش بر كتاب اول قانون را يعقوب قَـفَنتُن به عبري فراهم كرد. (يعقوب قفنتن موٴلف‌ رساله‌اي در حساب است‌؛ او در سال 1406 معلم بود و در سال 1439 وفات كرده بود؛ احتمالاً در كاستيل مي‌زيست‌.) بخشي از شرح قانون هم به عبري ترجمه شد.
2. شرح تفسير تورات ابراهيم بن عزرا. بخشي از آن را شايد شخصي به‌نام يعقوب الفَـندَري‌ به عبري ترجمه كرده كه در تفسير تورات سموئيل بن ظَـرظَـه (ملقب به ابن سنه‌) ديده مي‌شود و او در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم در بلنسيه مي‌زيست‌.
3. فرهنگ لغات مشكل اشعار عرب‌.

د. مـسلمانـان مغـرب‌

مـحـمـد شَـفْـرَه‌

ابوعبدالله محمد بن علي قربلياني شَفْره‌. جراح مسلمان اندلسي كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم م‌/ هفتم ه ق برآمد.
قربلياني حاكي از انتساب او به قربلنته در نزديك الچه در اليقانته است‌. لقب شَفْره (يا شِفره يا شُفره‌) نوعي كارد يا قمه‌ٴ سركج است‌، و رنو مي‌گويد شايد اشاره‌اي باشد به كاردي كه اين محمد يا اجدادش براي كندن خاك و بريدن ريشه‌ها به‌كار مي‌بردند. البته‌، به گفته‌ٴ كتاب الاحاطة، محمد عطار و گياه‌شناسي معروف بود و شخصاً علف‌ها و ريشه‌هاي مورد نيازش را از كوه‌ها گرد مي‌آورد و در اين فن استاد بود و دفترهاي زيادي (كنانيش = جمع كنّاش‌) را از يادداشت‌هايي‌ ناخوانا پر كرده بود. اين يادداشت‌ها به دست ما نرسيده است‌.
او در زمان ناصر ابوالجيوش سلطان نصري بيشتر در قادص مي‌زيست‌. ناصر از سال‌1308م‌/ 708 ه ق تا 1314 م‌/ 714 ه ق در غرناطه حكومت كرد، تا اينكه خلع شد و به‌ قادص رفت و در سال 1322م‌/ 722 ه ق در آنجا وفات يافت‌. بنابراين‌، محمد درحدود سال‌هاي 1314 ـ 1322 م‌/ 714 ـ 722 ه ق در قادص مي‌زيست‌. محمد در آنجا براي ناصر باغ گياه‌شناسي به‌غايت مرتبي ساخت و در زمان شيوع وبا در آن شهر او را معالجه كرد. او